تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

195

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

و الحاصل : معلول از مراتب و شئون علت است و منفك از او نيست ، وجود معلول نسبت به وجود علت مانند وجود ظلّ نسبت به وجود ذى ظلّ است ، لكن با اينكه معلول با تمام هويت ، متعلق به تمام هويت علت است و علت با تمام هويت قيوم و اصل و مقوم معلول است ، در عين حال علتِ علت هم با واسطه ، علت معلول است . براى اينكه قضيهء علل نسبت به معاليل را از راه معرفة النفس بشناسى ، قضايايى را كه به آنها علم پيدا مىكنى ، مورد بررسى قرار مىدهيم : عليت صور ذهنيهء قضايا براى علم به نتيجه صور ذهنيهء اين قضايا كه براى تو حاصل مىشود علم توست و اين صور ذهنيه علت علم به نتيجه است ، و لكن با اينكه صور ذهنيهء قضايا علت ، و علم به نتيجه معلول آن است ، در عين حال صورت ذهنيهء نتيجه ، علم نفس است و همانطور كه بدون تسامح و تجوز مىگويى : صور ذهنيهء قضايا و مقدمات قياس ، علم من است ؛ مىگويى : صورت ذهنيهء نتيجه هم ، علم من است . و چنان كه علت صورت ذهنيهء نتيجه ، صور ذهنيهء قضاياى قياس است ، نفس نيز علت آن است ، البته اين طور نيست كه صور ذهنيهء قضايا معدّ نفس بر فعاليت باشد به گونه‌اى كه بعد از حصول صور ذهنيهء قضايا هيچ دخلى براى آنها در وجود علم به نتيجه نباشد ، بلكه تمام هويت اين صور ، تمام ملاك براى وجود صورت ذهنيهء نتيجه است و اين صور ، « ما يترشح منه » و « ما يوجد به » براى صورت ذهنيهء نتيجه بوده و صورت ذهنيهء نتيجه از شئون اين صور مىباشد . در عين حال ، صورت ذهنيهء نتيجه علم نفس است ؛ زيرا تمام ملاك علم كه حضور عند العالم است در آن موجود است ؛ چون علت صورت ذهنيهء نتيجه كه معلول نفس است پيش نفس حاضر بوده و صورت ذهنيهء نتيجه كه معلول با واسطهء نفس است نيز پيش نفس حاضر خواهد بود . پس صور علميهء قضايا باعث حجاب نبوده بلكه باعث كشف و حضور مىباشد . بنا بر اين : چنان كه صور ذهنيهء قضايا در حقيقت علم نفس است ، صور نتايج قضايا